مرغ سلیمان در خاکدان غم
ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٧  
فربد امامی:دو زن با لباس‌هایی کهنه که به نظر می‌آمد مادر و دختر باشند نزدیک شدند و اشاره‌ای به پرنده‌فروش کردند. پرنده‌فروش درگوش شاگردش چیزی گفت و مغازه را ترک کرد. چند متر آن طرف‌تر وارد یک کافی‌شاپ شد. بستنی فروش به سمت یخچال مغازه رفت و کیسه کوچکی را که چند بار به دور هم پیچیده شده بود به او داد. پس از بازگشت وقتی زن‌ها پرنده‌فروش را دیدند چشم‌شان از شادی برق زد. زن مسن‌تر یک بسته بزرگ پول مچاله شده را به وی داد و در عوض کیسه را تحویل گرفت. گویی پیش از این بر سر قیمت به توافق رسیده بودند. با خود فکر کردم این چه نوع پرنده‌ای است که باید آن را در یخچال نگهداری کرد؟ کمی نزدیک‌تر شدم تا درون کیسه گشوده ‌شده را مشاهده کنم. هدهدی در خون خود غلتیده بود!

هدهد در ادبیات و فولکلور
پوپک یا شانه‌به‌سر با نام علمی Upupa epops که معمولا هدهد نامیده می‌شود پرنده‌ای است از راسته سبزقباسانان. آنچه بر جذابیت این پرنده دلفریب 30 سانتیمتری می‌افزاید کاکل زیبا با پرهای بلند و نوک سیاه آن است. شانه به سر معمولا از حشرات تغذیه نموده و لانه خود را در سوراخ‌های موجود در تنه درختان بنا می‌کند. امروزه یافته‌های علمی بیان می‌کنند که این پرنده قادر است پیش از وقوع توفان یا زلزله از آنها آگاهی یابد که البته در دنیای جانوران قابلیت منحصر به فردی نیست. اما هدهد از پرندگانی است که نامش در قرآن در سوره نمل آمده و نقش چشمگیری در داستان حضرت سلیمان و ملکه سبا بازی می‌کند و از همین رو به مرغ سلیمان شهره است.
در تورات نیز (سفر لاویان 11:19) خوردن گوشت هدهد حرام اعلام شده. از سوی دیگر جایگاه هدهد در ادبیات فارسی بسیار ممتاز است و به عنوان بارزترین مثال سفر کنایی پرندگان به سوی سیمرغ در منطق‌الطیر عطار با هدایت اوست که به سرانجام می‌رسد. نام و نشان این پرنده در ادبیات فولکلور دنیا نیز رسوخ کرده است. در یک فولکلور ایرانی گفته می‌شود که هدهد تازه‌عروس بوده و جلو آینه سرش را شانه می‌زده که پدر شوهرش سر می‌رسد و او از زور خجالت با شانه‌ای که به سرش بوده پر می‌زند و می‌رود. در یک متن کهن یونانی حکایت شده که وقتی والدین هدهد پیر شدند او پرهای کهنه آنها را می‌کند و با لیسیدن بدن و چشمان آنها برایشان جوانی و شادابی به ارمغان می‌آورد و شاید از همین روی هدهد سمبل ادای دین و نماد محبت است. همچنین گمان می‌شده که این پرنده از فراز آسمان می‌تواند آب‌های زیرزمینی را تشخیص دهد و لاجرم هرجا که فرود آمد در آنجا می‌توان چاهی بنا نهاد. باورهای عامیانه گوناگونی نسبت به این پرنده در افغانستان، آلمان، انگلستان، ایتالیا، ترکیه، سوئد، پرتغال و عربستان وجود دارد. در هیروگلیف‌های مصر باستان هم تصویر هدهد دیده می‌شود برای مثال در مقبره پتا-هوتپ (Ptah-Hotep) تصویر کودکی وجود دارد که با یک دست بال‌های هدهدی را گرفته است. همین ورود اسرارآمیز هدهد به افسانه‌های عامیانه است که روی دیگر داستان او را رقم می‌زند و آن وقتی است که برایش قدرتی سحرآمیز قائل می‌شوند و از آن در جادو سود می‌برند.
هدهد و جادوگری
شاید بتوان قدیمی‌ترین ردپای استفاده از هدهد در اعمال ساحرانه را در قرون وسطی جست‌وجو نمود. به نظر می‌آید که در آن زمان از خون هدهد برای دور کردن اجنه و بر طرف کردن کابوس‌های شبانه استفاده می‌شده است و گمان بر این بوده که قلب‌اش شفابخش است. در مناطق دیگر نیز اعتقاد عامیانه بر این بوده که امعا و احشای خشک شده هدهد آدم را از چشم زخم مصون می‌دارد و باطل‌السحر است. البته شنیدن چنین گزارشاتی از زمانی که جهل و بی‌سوادی و خرافه‌پرستی در جهان رواج داشته چندان تعجب‌آور نیست اما امروزه و در قرن نانوتکنولوژی و سفرهای بین‌سیاره‌ای پیروی از چنین باورهایی آه از نهاد انسان برمی‌آورد زیرا شوربختانه پرنده زیبایی که زمانی نشان خوش‌یمنی و پیک خوش‌خبری بوده اکنون با شکار نابخردانه دست به گریبان است. بازار داغ جادوگری که گاه با نام جعلی دعانویسی معرفی می‌شود باعث شده تا نسل این پرنده در برخی نقاط ایران با خطر روبه‌رو شود. پندارهای نادرستی که در مورد این پرنده نگون‌بخت وجود دارد باعث افزایش قیمت آن در بازار پرنده‌فروشی کشور گردیده و شکارچیان را برای صید آن حریص‌تر نموده است. در شهرستان‌ها هر هدهد زنده قیمتی در حدود 80 تا 100 هزار تومان دارد که بی‌شک در تهران بهای آن گزاف‌تر است. شاید صید هدهد و نگهداری از آن به عنوان پرنده زینتی در منزل چندان کار ناپسندی نباشد اما سرنوشت متفاوتی در انتظار مرغ سلیمان اسیر‌شده است. در یکی از کتاب‌هایی که به منظور طلسم‌نویسی تالیف شده بخشی به اعجاز استخوان‌های هدهد اختصاص دارد که مضمون آن بدین قرار است: فرد باید هدهد را بگیرد و 24 روز به ریاضت وی اقدام نماید و او را در قفس محبوس ساخته طعمه از حب‌السوس خوراند و به جای آب، گلاب خوشبو به وی آشامد و در روز بیست‌وپنجم کارد تیزی بستاند و در زمانی که قمر متصل باشد به طالع فرد عامل، طلسم مخصوصی را بر آن بنویسد، سپس هدهد را بدان کارد ذبح کند بر لوحی مخصوص و ملاحظه باید نمود که یک قطره از خون او به زمین نریزد. بعد سرش را از بدن جدا کند و دلش را از میان دو کتف بیرون آورد.
آنچه خواندید بخش کوچکی از شرح چهار صفحه‌ای کشتن و جدا کردن استخوان‌های هدهد برای انجام اعمال ساحرانه است! حال پرسش این است که چگونه می‌توان پرنده‌ای را صید کرد و حق آزادی را از او گرفت، بعد آن را در قفسی قرار داد و برای 24 روز با او در اتاق تنها ماند و به راز و نیاز و روزه و ریاضت پرداخت و از او به بهترین نحو پذیرایی نمود سپس قلبش را از میان سینه‌اش بیرون کشید؟ به نظر شما نویسنده این دستورالعمل و کاربران آن با نوعی روان پریشی از نوع دگرآزاری یا ساده‌‌خویی دست به گریبان نبوده‌اند؟
بر پایه یکی دیگر از این عقاید نفرت‌انگیز اگر سر هدهد را با سکه طلا قطع کنند و خون آن را با شکر بیامیزند و بیاشامند سبب محبوبیت نزد عامه می‌گردد! خودتان قضاوت کنید که ذبح یک پرنده با سکه و آشامیدن خون آن تا چه حد رفتار سبوعانه‌ای است. بدون شک اگر قرار بود فیلم مستندی بر اساس این گزارشات در سینما به نمایش در آید تماشای آن برای بیماران با سابقه حمله‌های قلبی و افراد زیر 18 سال ممنوع اعلام می‌شد. عقاید خرافی از این دست که ذکرشان گذشت بسیار است اما مسئله به همین جا ختم نمی‌شود. به غیر از هدهد زنده که باید به شیوه‌ای آیینی ذبح شود، و به همین دلیل قیمت آن گران‌تر است؛ کالبد هدهد هم چندان خالی از فایده نیست زیرا عقیده بر آن است که به غیر از استخوان، پر و بال، تاج، مغز، زبان و گوشت هدهد اکسیر محبت است و ناخن آن سبب عقد لسان است و اگر چشم آن را زیر بالین کسی نهند خوابش نیاید و اگر یکی از پرهای او را در گوش نهند و با کسی خصومت کنند البته ظفر یابند! کوته‌فکری برخی افراد تا آنجا پیشرفت کرده است که بر اساس برخی گزارش‌ها اوراد و طلسمات ویژه‌ای وجود دارند که در نوشتن آنها باید از منقار هدهد به عنوان قلم استفاده شود وگرنه نتیجه مطلوب را نخواهد داد و مثلا اگر به جای نوک هدهد از نوک خروس سیاه استفاده شود بخت فلان کس باز نخواهد شد! باورهای خرافی و ابلهانه‌ای از این قبیل باعث شده که امروزه در ایران هدهد مرده با قیمتی در حدود 30 هزار تومان معامله شود. البته این اندیشه ناپاک تنها گریبانگیر هدهد نیست زیرا برخی شکارچیان برای کسب درآمد بیشتر پرندگان دیگری را که ظاهری شبیه هدهد دارند صید کرده و لاشه خونین و تکه تکه شده و حتی غیر قابل تشخیص آنها را به عنوان هدهد به افراد بی‌اطلاع و ساده‌لوح می‌فروشند و گفتنی است که معمولا در بیشتر این نوع معاملات جسدی که تحویل داده می‌شود به هر پرنده‌ای می‌تواند تعلق داشته باشد به جز هدهد و معمولا مشکلی هم پیش نمی‌آید زیرا کمتر کسی است که یک هدهد واقعی را از نزدیک دیده باشد. همین مسئله ممکن است باعث نابودی پرنده‌های دیگری شود که اصولا اطلاع دقیقی از تراکم آنها در دست نیست. یکی از گونه‌هایی که گهگاه بدین سرنوشت شوم دچار می‌شود چکاوک کاکلی (Galerida cristata) است. معمولا سناریوهایی همچون تخریب زیستگاه‌های طبیعی و آلودگی‌های ایجاد شده توسط انسان باعث ناپدید شدن گونه‌های جانوری و گیاهی از صحنه کره زمین می‌شود اما گویی در این مورد خاص رواج عقاید خرافی، پخش کپی کتاب‌های سحر و جادو و طلسم‌نویسی در بازار کتاب و عدم‌برخورد کیفری با فروشندگان گونه‌های غیرمتعارف؛ نقشی فراتر از موارد کلیشه‌ای حذف گونه‌ها را بر عهده دارند. به نظر می‌آید که نجات هدهد با توجه به رشد فرهنگ عمومی و افزایش روزافزون گرایش‌های حامی محیط زیست در کشورمان چندان دشوار نباشد و شاید با وضع قوانین بازدارنده و جریمه‌های سنگین از سوی سازمان‌های مربوطه برای داد‌و‌ستد گونه‌های غیرمتعارف در کنار آموزش‌های ریشه‌ای از طریق رسانه‌های گروهی بتوان در سرنوشت تراژیک این پرنده تغییری ایجاد کرد و البته تاثیر همه اینها با تلاش شخصیت‌های دینی برای بیان این واقعیت که سحر و جادو به‌ویژه اگر به سلاخی بی‌رحمانه جانوری منتهی شود، اعمال خرافی مکروهی هستند، بی‌شک دوچندان خواهد بود. پرسشی که در پایان باید مطرح کرد این است که آیا به راستی پرنده کوچکی که پرواز نامنظمی دارد و خوراک‌اش کرم و حشره است می‌تواند دارای قدرتی متافیزیکی باشد؟ و آیا اگر به راستی چنین نیروی سحرآمیزی در هدهد وجود می‌داشت بهتر نبود تا از آن در تغییر سرنوشت خود و گریختن از دام جهل انسان سود می‌برد؟

http://www.kargozaaran.com/PDF/87-06-07/P13.pdf

 


کلمات کلیدی: