سال جهانی تنوع زیستی و شیرهای سنگی ما

این مقاله را پیش از این نوشته بودم که شیرهای باغ وحش ارم قتل عام شوند. برای دو سه روزنامه فرستادم که گویا خوششان نیامد. اکنون به مناسبت روز جهانی تالابها آن را در وبلاگم قرار می دهم. در ضمن عکس قشنگی از شیرهای سنگی باغ وحش تهران ضمیمه آن بود که نمی توانم در وبلاگم آپلودش نمایم :

سال جهانی تنوع زیستی و شیرهای سنگی ما

فربد امامی

سال 2010 که به عنوان سال زی گونگی یا تنوع زیستی نام گذاری شده بود چند روزی است که به پایان رسیده و احتمالا به عذاب وجدان بسیاری از ما پایان داده است. شاید بیشتر افراد بدانند که تنوع زیستی یا Biological diversity که به اختصار Biodiversity نامیده می شود به گوناگونی حیات در این کره ی خاکی اشاره دارد و شامل تنوع جانداران و گونه های آنها و حتی ژن ها می شود و عواملی از بوم سازگان های مختلف که از این اشکال حیاتی متنوع حمایت می نمایند را نیز در بر می گیرد. اما نکته ی مهم این است که در سالی که به این نام مزین بود و گذشت، ما چه کرده ایم؟ اگر فلات ایران و رودهای پر آبش را به عنوان زادگاه و خاستگاه نخستین تمدن ها در تاریخ نوع بشر به حساب آوریم، بی تردید نخستین کسانی که بر تنوع زیستی جهانی تاثیر گذار بوده اند ما ایرانیان (و البته چند تمدن دیگر) بوده ایم و از همین روی چه زیبا می شد اگر پرچم دار دفاع از تنوع زیستی در سالی که نامگذاری جهانیش به همین نام بوده است، ما باشیم. مثلا خوب بود اگر برنامه ی فشرده ای در این زمینه آغاز می شد و به یاری صدا و سیما و روزنامه ها در این مورد به اصطلاح فرهنگ سازی می شد. می شد در مدارس ساعتی را به عنوان ساعت تنوع زیستی معرفی می کردیم و در آن در مورد زنجیره های غذایی و شبکه های حاصل از آنها سخن می گفتیم و روزی دبستان ها را تعطیل می کردیم و کودکانمان را به همراه دوستانشان به طبیعت می بردیم و ضمن اشاره به تنوع اعجاب آور جاندارانی که در مساحت کوچکی از یک باغ زیست می نمایند؛ موجبات شادی و سرگرمی آنها را به گونه ای فراهم می کردیم که تا عمر دارند یادشان نرود که اگر یک وزغ از ساختار برکه ای حذف شود ممکن است پیامدهای ناگواری بروز نمایند. حتی می شد جشنواره ی تنوع زیستی برگزار نمود و تندیسی هم به زحمت کشانی که هیچ کس سراغی ازشان نمی گیرد اهدا کرد و به همه گوشزد نمود که احترام به تنوع زیستی حق مسلم همه ی جانداران است. می شد از دانش آموخته های رشته محیط زیست و سایر رشته های مشابه کمک گرفت تا ایران جای بهتری برای جولان جانوران و گیاهان، دست کم در شکل بومی اش باشد (حجم فارغ التحصیلان کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته ی محیط زیست یکی از استان های جنوبی کشور برای سر و سامان دادن به تمام خاور میانه کفایت می کند ! ) البته تلاش ما در این زمینه مثال زدنی است و اگر قرار می شد به افرادی که دقیقا بر خلاف چشم اندازها و موازین این نامگذاری گام برداشته اند جایزه ای - خدا را شکر که تنوع زیستی جایزه ای مثل تمشک طلایی ندارد ! - داده شود بی شک جایزه ی اول مدیریت نادرست محیط زیست و تنوع زیستی نصیب ما می گردید. می پرسید چرا ؟ بخوانید و از کلاه خود کمک بگیرید :

تالاب پریشان با آن وسعت و چشم انداز زیبایش در شرف نابودی است، آتش سوزی هکتارها از جنگل های شهرستان آمل و بخش هایی از گلستان و جنگل های زاگرس را از بین برده و جنگل رویایی ابر به جنگل دود تبدیل شده است (که اگر سال 2011 سال جهانی جنگل ها باشد؛ برای ما آغاز شرم آوری داشته)، غار باستانی پبده در خوزستان آتش گرفت و می توان پیش بینی نمود که بخش عمده ی جانداران این زیستگاه ویژه نابود شده باشند، کِشند سرخ بسیاری از آبزیان را در بخش هایی از خلیج فارس به کام مرگ کشاند، تالاب انزلی با نیلوفرهای آبیش با تهدیدهای چند جانبه روبروست، دریاچه ی ارومیه می رود که به شوره زار تبدیل شود، رمق زایشی زاینده رود رو به کاستی نهاده، رود کارون نیز که زمانی در محدوده ی شهر اهواز آنقدر پر آب بود که کوسه های خلیج فارس را در خود جای می داد و من خود شاهد آن بودم اکنون اگر چکمه ای به پا داشته باشی می توانی عرضش را پیاده طی کنی، تالاب های گندمان و هامون و شادگان و یادگار لو و درگه سنگی و گاوخونی و بختگان و مهارلو و میانکاله و زریوار و هشیلان نیز هرکدام سوگ نامه های تلخی دارند. خرس و پلنگ و یوزپلنگ و گورخر و گوزن و فوک و کروکودیل پوزه کوتاه و دلفین و لاکپشت دریایی و آبسنگ های مرجانی و بسیاری از آبزیان به ویژه ماهیان خاویاری دریای مازندران و ماهی کور غارزی ایرانی و درختان حرای نایبند و صدها گونه ی جانوری و گیاهی دیگر در پیش چشمانمان محو می شوند و بسیاری از فون و فلور هنوز کشف نشده ی کشورمان نیز بدون آنکه شناسایی شده باشند به رخ مرگ بوسه می زنند. گویا مرگ دردناک ببر سیبری هم که گمان می شد بتواند نمونه های مشابه ببر مازندرانی را در کشورمان تولید نماید آخرین قطعه از جورچین بد اقبالی ما در سال تنوع زیستی است و احتمالا تا چند روز دیگر از شیرهای باغ وحش ارم، به جز شیرهای سنگی باغ وحش قدیمی تهران که درگاه ورودی این مکان را زینت داده اند اثری باقی نخواهد ماند. 

/ 2 نظر / 23 بازدید
ش. محمودی

http://www.iren.ir/NSite/FullStory/?id=4772