تاملاتی در پیوند با معرفی ماهی تیلاپیا به ایران زمین

این مقاله را برای روزنامه اعتماد فرستاده بودم که گویا به علت طولانی بودن، دو پاراگراف پایانی آن را چاپ نکردند. اکنون متن کامل مقاله را پس از چاپ در روزنامه اعتماد مورخ 18 تیر 1390 در اختیار خوانندگان قرار می دهم.

http://www.etemaad.ir

 

مهمان همیشه حبیب خدا نیست

تاملاتی در پیوند با معرفی ماهی تیلاپیا به ایران زمین

فربد امامی لنگرودی


 

مقدمه : جمله معروفی هست که میگوید مهمان حبیب خداست. البته این جمله اگر به طور خاص در مورد مهمانی های انسانی گفته شود ممکن است مصداق داشته باشد اما از نقطه نظر تنوع زیستی یا زی گونگی تا جایی که تاریخِ معرفی یا جا به جایی گونه های بیگانه نشان می دهد، نقیض آن صحیح است. به غیر از مشکلاتی که در سالهای گذشته از این لحاظ چهره فون و فلور کشورمان را دگرگون کرده، خبر معرفی ماهی تیلاپیا که در مصاحبه ها نام علمی اش  Oreochromis niloticusعنوان شده، نمونه دیگری از این مقوله است. هرچند نوشتن مقالاتی از این دست ممکن است آدم را بد بین جلوه دهد اما آنچه می نویسم از سر دلسوزی برای مفهومی است که اگرچه همه می دانیم توسعه پایدار بدون آن امکان پذیر نیست، اما گویا هنوز در کشور ما غریب است و آن تنوع زیستی و اهمیت گونه های بومی است.

طرح مسئله : مسئله بدین صورت است که ماهی تیلاپیا یک گونه غیر بومی و بیگانه است که قرار است به کشور وارد شود. تا همین جا بر اساس قوانین بین المللی این عمل یک اقدام ممنوع به حساب می آید. شاید پیشنهاد کنید که آنها را در سیستم های مدار بسته و سر پوشیده و استخرهای قرنطینه نگهداری نماییم. در این زمینه باید گفت که اولا اگر قرار است پرورش این ماهی به بخش خصوصی واگذار شود و از پتانسیل های آبزی پروری کشور استفاده گردد پس نمی توان شرایط قرنطینه را برای آن متصور شد و از طرف دیگر جمعیت هیچ حیوان زنده ای را نمی توان همیشه در بند نگاه داشت و منابعی که در پایان این نوشته به آنها اشاره شده است آمارهایی در این رابطه و اتفاقا در رابطه با فرار ماهی تیلاپیا ارائه می­دهند. حتی اگر آن را به دل کویر ببریم باز هم اطمینان از عدم فرار آن گزافی بیش نیست زیرا سالهاست که در دنیا ادعاهای نافرجامی از این دست مطرح شده است.

پس مسئله بدین صورت تغییر کرد که ماهی بیگانه ای را با دست خود به کشورمان وارد کرده ایم و قرار است از دستمان بگریزد! حال باید ببینیم که این ماهی در چه زیستگاه هایی می تواند وارد و مقیم شود. اگرچه این گونه از تیلاپیا یک گونه آب شیرین محسوب می شود اما می تواند شوری آبهای لب شور را نیز تحمل نماید. به عبارتی تمامی رودخانه ها، تالاب های دارای آب شیرین، دریای مازندران، کانال های آب رسانی و مصب رودهایی که به خلیج فارس می ریزند از جمله آشیان هایی است که این مهمان تازه وارد می تواند اشغال نماید. یعنی اگر بخواهیم از روش متمم یک پیشامد این مطلب را ساده تر شرح دهیم می توان گفت که تقریبا تمامی پیکره های آبی کشور به جز دریاچه ارومیه و پهنه خلیج فارس، منزل بالقوه ماهی تیلاپیاست. بدون شک نخستین اقدامی که این ماهی پس از راه یابی به محیط های گفته شده انجام می دهد رقابت بر سر مواد غذایی و فضای قابل زیست است و چنین رقابتی در شرایطی که به علت خشکسالی های اخیر، شوری بسیاری از زیستگاه های آب شیرین افزایش یافته و ماهیان بومی آن مناطق در شرایط استرس به سر می برند؛ می تواند بسیار خطرناک باشد و شاید بتوان پیش بینی نمود که سیکلید ایرانی یکی از گونه های آسیب پذیر در این رویارویی ناخواسته باشد. اگر بر عادت گیاهخواری این گونه تیلاپیا تاکید نماییم باید گفت که فلور آبزی ایران نیز با تهدید جدی مواجه است. آیا رفتار و عادت غذایی این ماهی با گونه های متعدد راسته کپور ماهی شکلان که بخش عمده ماهیان آب های داخلی ما را تشکیل می دهند و اکثرا گیاهخوار و پوده یا دترایتوس خوار هستند مشابهت ندارد؟ البته یک کارشناس شیلاتی می تواند همه تردیدهای فوق را با پیشنهاد پرورش تک جنسی (monosex culture) این ماهی پاسخ دهد. به عبارت دیگر می توان بیان نمود که تیلاپیا را در استخری پرورش می دهیم که تمامی ماهیان آن نر (و یا ماده) می باشند و یک ماهی تک جنس از آنجا که قادر به زاد و ولد نیست اگر هم فرار کند نمی تواند با افزایش جمعیتِ خود رد پای قابل توجهی در اکوسیستم های کشورمان باقی گذارد.

در این باره اولا باید گفت که زاد و ولد تنها یکی از مشکلات پیش آمده توسط ماهیان غیر بومی است (که تصادفا مهم ترین چالش نیز همین است) اما از طرف دیگر این ماهی ها می توانند انواع بیماری ها و انگل های جدید را با خود منتقل نمایند که گاهی ممکن است برای ماهی ناقل چندان حاد نباشد اما ماهی های بومی منطقه را به ورطه نابودی بکشاند. اما از نقطه نظر تولید مثل، اگر تیلاپیاهای مورد پرورش واقعا تک جنسی باشند، باید پرسید که روشی که برای تک جنسی نمودن آنها مورد استفاده قرار گرفته کدام روش است، زیرا کم و بیش می توان 7 روش برای تغییر جنسیت یا " تک جنسی" کردن تیلاپیاها ارائه نمود که در برخی موارد نتایج آنها یا قابل برگشت است و یا 100 درصد قابل اتکا نیست. به عنوان مثال اگر از روش دورگه گیری بین دو گونه نزدیک برای ایجاد ماهیان تمام نر استفاده گردد، باید بدانیم که متاسفانه درصد کمی از ماهی ها ماده خواهند شد. همچنین باید دانست که تک جنسی کردن تیلاپیا در ایران صورت گرفته یا اصولا نمونه های وارد شده به عنوان تک جنس معرفی شده اند. زیرا هر کدام از آنها ابهامات خود را ایجاد خواهند نمود. اصلا فرض کنیم که تیلاپیا ها تمام و کمال دارای جنسیت واحدی باشند؛ اگر روزی به طریقی نمونه هایی از جنس مخالف وارد کشور شد چاره چیست؟ اصلا پرسش منطقی تری مطرح می کنم : مگر نه اینکه نمونه های آکوآریومی ماهی تیلاپیا با نام موزامبیک در بازار ماهیان زینتی کشور سالهاست که وجود دارد؟ و مگر نه اینکه تیلاپیا نیلوتیکوس قادر است با تیلاپیا موزامبیکوس در هم آمیزد و تولید مثل نماید؟ تازه در عالم ماهیان گاه دیده شده که یک گونه توانسته از لحاظ جنسی با گونه دیگری از ماهی ها رابطه برقرار نموده و تولید مثل آن را دستخوش تغییر نماید. پس در می یابیم که مسئله آنقدر ها هم آسان نیست.

پرسش نهایی : از سوی دیگر اگر با این همه هزینه ای که برای خرید مولدین و نگهداری از آنها و مطالعاتی که گفته می شود سال ها در حال انجام بوده و سپس واگذاری نوزاد ماهی تیلاپیا به پرورش دهندگان و تغییر و نقصان در میزان کشت گونه های گرمابی سنتی و دادن وام و آزمون و خطایی که برای پی بردن به تراکم و تغذیه مناسب برای این ماهی جدید در زیستگاه جدیدش باید انجام داد و افت تولیدی که در چند سال نخست به همین دلیل خواهیم داشت، بر کشور تحمیل می شود؛ طعم آن با سلیقه مصرف کنندگان مشکل پسند ایرانی که همه می دانیم در حال حاضر با وجود گونه های بومی، سرانه مصرفمان بسیار کمتر از سرانه جهانی مصرف ماهی است، جور در نیامد و در بازار از آن استقبال نشد و یا قیمت تمام شده اش گران بود و بخش عمده مردم از خرید آن ناتوان بودند؛ آن وقت تکلیف چیست؟ آیا بهتر نبود این همه هزینه برای حمایت از تکثیر و پرورش ماهی های بومی و پژوهش های جدی (نه فقط در حد شعار) در مورد پرورش گونه های لذیذ و فاقد خار خلیج فارس مثل ماهی شوریده و حلوا سفید متمرکز می شد که هم بازار پسندی مناسبی دارند و هم بومی هستند؟

اصولا مگر نخستین شرط از 11 شرط جهانی برای معرفی یک گونه بیگانه به کشوری جدید این نیست که " گونه جدید باید نیازی را برآورده سازد که گونه های بومی از برآوردن آن عاجز باشند" ؟ به راستی می خواهید باور کنم که در میان ایکتیو فون (ichthyofauna) ایران که شاید از هزار گونه فرا تر رود هیچ نمونه ای یافت نمی شد که جای جناب تیلاپیا را بگیرد؟ 

منابع :

 

/ 2 نظر / 39 بازدید
امامی

http://www.etemaad.ir/Released/90-04-18/275.htm

عالیه چنگیزی

خدا به بقیه ماهی های بومی صبر بده [گریه]