لاکپشتهای کپی شده !

وقتی که قهوه ی تلخ را دیدم با آن آواز زیبای امشب شب مهتابه اول آن (که معتقدم هر بار شنیدن آن 2500 تومان می ارزد !) و سخنرانی ابتدایی آقای مهران مدیری، به فکر فرو رفتم که چرا یک هنر مند باید بیاید و روی دست خودش بزند و بگوید لطفا کپی نکنید ! جان من کپی نکنید ! 

البته علتش ضعف قانون است. چون در این زمینه قانون دندان گیری نداریم کار به وجدانیات و من بمیرم و تو بمیری می رسد. پس از سالها کپی برداری هم به نظر من توقع کمی می توان از فرهنگ مردم داشت چون البته در طول زمان مسائل فرهنگی دستخوش دگرگونی می شوند.

در شماره هفتم سری جدید ماهنامه آبزیان مطلبی در مورد لاکپشت گوش قرمز چاپ شده بود که بخش عمده آن از مطلب سال 84 این وبلاگ (که در آن زمان در نوع خود بی نظیر بود) رو نویسی شده بود. از آنجا که هیچ منبعی نداشت موضوع را به طور کتبی با مسئولین مجله در میان گذاشتم و گفتم در شماره جدید به این مطلب اشاره کنند که البته گویا بی فایده بود.

به یاد داشته باشید که می توان از یک مطلب با ذکر عنوان استفاده نمود اما وقتی مثلا 50 خط از یک نوشته را عینا می آورید و به نام خودتان می کنید ، کار درستی نیست.

مثلا فرض کنید کسی دیوان حافظ را به نام خودش چاپ کند و در بخش منابع بنویسد با کمک از دیوان حافظ !؟

تازه من به این هم راضی بودم اما مطلب مذکور حتی هیچ رفرنسی هم نداشت.

دوستی گفت حالا که متن شما را کسی (اسمش را نمی برم) به نام خودش چاپ کرده و کتبا هم تقاضای توضیح از مجله خواسته اید و بی اثر بوده از او و مجله شکایت کن !

                    اما به کجا شکایت کنم ؟    

                                         به شب مهتاب ؟

/ 0 نظر / 11 بازدید